امروز: پنج‌شنبه - 10 خرداد 1403

لینک کوتاه خبر:

https://dr-rezaei.com/?p=3241

این ره که تو می‌روی به ترکستان است

روزی که ابراهیم رضایی به عنوان نماینده مردم دشتستان پا به مجلس گذاشتند خیلی ها به به و چه چه زدند و آب از لب و لوچه شان سرازیر شد که این جوان انقلابی همان است که دشتستان سالها در فقدانش له له می زده وهمین که روی صندلی بهارستان بنشینند مشکلات خود بخود حل می شوند و خلاصه اینکه زهی بخت و اقبال بلند دشتستان و دشتستانی.

روزی که ابراهیم رضایی به عنوان نماینده مردم دشتستان پا به مجلس گذاشتند خیلی ها  به به و چه چه زدند و آب از لب و لوچه شان سرازیر شد که این جوان انقلابی  همان است که دشتستان سال‌ها در فقدانش له له می زده و همین که روی صندلی بهارستان بنشینند مشکلات خود بخود حل می شوند و خلاصه اینکه زهی بخت و اقبال بلند دشتستان و دشتستانی غافل از اینکه مشکلات کشور عمومأ و دشتستان خصوصأ آنگونه نیست که آنها می پنداشتند و اگر هم آنگونه بود این جوان انقلابی آن طور که حضرات می گفتند با سرانگشت تدبیر که هیچ با بیل و کلنگ و منتیل هم نمی تواند مشکل گشا باشد.

ما آن روز سکوت کردیم و هیچ نگفتیم چون تجربه ناکارآمدی نماینده قبلی را داشتیم فقط نشستیم و گوش دادیم و گفتیم “اگر نمیریم نِ پیریم” .ایشان رفت و روی صندلی بهارستانش نشست اما به جای عمل ، شروع کرد به حرف زدن آن هم حرف های نامربوط : “از نفوذمان در جهان اسلام برای تحریم کره جنوبی استفاده  می کنیم” – ” گره زدن رفع مشکلات داخلی به انتخابات دیگر کشورها توهین به ملت ایران است ” و این آخری که دیگر خیلی  نامربوط  بود : ” صادرات خرما جایگزین خوبی برای نفت است” . من نمی خواهم وارد جزئیات این حرف و شعارها شوم چون همه می دانند کار مملکت اگر با شعار دادن و گُنده گویی به سامان می رسید امروز ما جای ژاپن نشسته بودیم به این هم کار ندارم که ایشان در چه شرایط خلاء رقابتی انتخاب شدند و پایشان به مجلس رسید  اما به عنوان یک دشتستانی وقتی می بینم نماینده مان اینقدر از مرحله پرت است و حداقل پختگی سیاسی و بینش رسانه ای ندارد و با حرف هایش مضحکه  و خنده زار خاص و عاممان کرده واقعأ خجالت می کشم.

در اثبات  ناکارآمدی نمایندگان این دوره همین بس که در عرض چهار ماه شروع این مجلس قیمت ارز چند برابر شده و هزینه زندگی  چند برابرتر. پس جناب رضایی اگر نمی توانید برای مشکلات اقتصادی کاری کنید همین که اولویت هایتان با دغدغه های مردم متناسب نیست خودش ظلمی مضاعف است  دیگر با این حرف ها نمک روی زخم خلق الله نپاشید . سخنرانی های پرطمطراق جنابعالی دقیقأ مثل کار – بنایی گچ کارهاست .

از صبح تا غروب جِنجال می کنند و ” بده گچ بده سنگ بده گچ بده سنگ ”  می گویند بعد یک دیوار یک لای کج و معوج تحویل صاحب کار می دهند . پس ” به عمل کار برآید نه به حرف “. لطفأ  برای بالا بردن یک دیوار یک لای بی پی و شالوده  اینقدر حرف نزنید کمی هم عمل گرا باشید . وانگهی به قول مادربزرگم : آدم باید “پیتِ زبون” داشته باشد. پیت زبان داشتن همه اش فحاشی نکردن نیست که می دانم شما عفت کلام دارید  و زبانتان به فحش و ناسزا باز نمی شود. پیت زبان داشتن یعنی خوددار بودن و اینکه حرف را مزمزه کنی و هر چه سر زبانت آمد نگویی.

مردم امروز غم نان دارند و کارد گرانی تا مغز استخوانشان رسیده  به آنها نمی شود گفت در یخچال را باز کنید شعار بردارید لای نان بگذارید و گَم بزنید . شنیده ایم جنابعالی آدم سالم و پاکی هستید اما سلامت نفس به تنهایی برای نمایندگی یک مردم زجر کشیده کافی نیست اگر کافی بود ” مش غلامحسین ” سرایدر خانه دکتر مصدق وزیر دارایی  می شد چون در پاکی نظیر نداشت . شما اهل رسانه هستید و  قبل از مجلس در منصب مهم و استراتژیکی بوده اید و بهتر از من می دانید سرنخ مشکلات مملکت در کجاست. پس نعل وارونه نزنید و آدرس داخل و خارج و انتخابات و خرما ندهید ژست سخنوری هم نگیرید  و به جزئیاتی که برای مردم اولویت ندارد نپردازید و بدانید “این ره که می روی به ترکستان است”.

دوستی تعریف می کرد بچه که بودم یک روز دوچرخه ام را بردم تعمیرگاه باد کنم. مرد بلند قد لاغر اندامی هم داشت تا یر دوچرخه بیست و هشتش  را باد می کرد . تعمیرکار هر چه می گفت: عمو ! بس است اینقدر این تایر را باد نکن می ترکد ، مرد گوشش بدهکار نبود و هی  باد می کرد. بالاخره تیوپ طاقت نیاورد و ترکید. جالب اینکه در حالی که تیوپ و تایر تکه تکه شده بود مرد خم شده بود آب دهان روی کرمک می زد ببیند کرمک باد می دهد یا نه . کمر مردم زیر بار گرانی خم شده  آن وقت شما  شعار می دهید و سرِ کرمک تُفکه می زنید و دنبال نشتی می گردید؟ شعار و رجز که همه جا هست نیم ساعت تلویزیون را روشن کنید تا شعارهایی بهتر تر، شیک تر و مجلسی تر از آنچه شما می گویید را بشنوید اگر فقط برای حرف زدن بود خب چرا به مجلس رفتید؟

و اما کلام آخر:

بنده معتقدم ناپاکی همه اش رانت خوری و اختلاس و سوء استفاده و دزدی نیست که می دانم از این موارد مبرا هستید ناپاکی این است که  مردم راست بخواهند و شما کج بروید، مردم شعور بطلبند و شما شعار خرجشان کنید ، اولویتتان متناسب با دغدغه ملت نباشد و بالاخره اینکه  پی و شالوده امور  بر آب باشد و شما در بند ظاهر و نقش ایوان باشید ، اینها همه مصادیق کج فهمی و توی باغ نبودن است.

و نکته پایانی هم اینکه ممکن است این نوشته در نگاه اول تلخ  و زبر و گزنده به نظر برسد اما بگمانم از صد بله قربان گویی مجیزگویان بی خاصیت، جنابعالی  را مفید تر و نافع تر است. پس اول “دشمنی” که شیخ اجل سعدی در این ابیات بکار برده را “منتقد” تفسیر کنید  بعد  بخوانید :

ز “دشمن” شنو سیرتِ خود ، که دوست
هر آنچ ، از تو آید ، به چشمش نکوست
وَبال است دادن به رنجور، قند
که داروی تلخش بوَد سودمند
از این بِه ، نصیحت نگوید کَسَت
اگر عاقلی ، یک اشارت بَسَت

نویسنده: عبدالخالق عبدالهی

برچسب ها:

اخبارهای مشابه:

دیدگاه:

{{ reviewsTotal }}{{ options.labels.singularReviewCountLabel }}
{{ reviewsTotal }}{{ options.labels.pluralReviewCountLabel }}
{{ options.labels.newReviewButton }}
{{ userData.canReview.message }}

آخرین مطالب: